دانلود کنسرت شهرام ناظری و حافظ ناظری

دانلود کنسرت شهرام ناظری و حافظ ناظریدانلود کنسرت شهرام ناظری و حافظ ناظری

دانلود کنسرت شهرام ناظری و حافظ ناظری

...

 

این کنسرت با استقبال مخاطبان برگزار شد و «حافظ» ساز ابداعی‌اش با همین نام و البته با اشاره به علاقه‌اش به خواجهٔ شیراز در آن نواخت. «حافظ» در واقع تکامل یافتهٔ ساز «سه تار» است، سازی دارای شش سیم است که از هفده پرده کروماتیک در آن استفاده شده است. در ساز «حافظ» دو سیم به چهار سیم سه‌تار اضافه شده و از این نظر، فرکانس صدای آن بم‌تر است و گستره هارمونیک وسیع‌تری را در قیاس با سه‌تار دارد. به هر روی این کنسرت پیش از این در بسیاری از سالن‌های مهم دنیا از جمله‌‌ همان سالنی که مراسم اسکار در آن اجرا می‌شود، روی صحنه رفته بود؛ حالا بعد از آنکه ویزای حضور نوازندگان خارجی را ندادند، حافظ با تعدادی از بر‌ترین چهره‌های نوازندگی ایران این اثر را اجرا کرد و البته همراهی شوالیهٔ آواز ایران در اجرای قطعات را همراه خود داشت و خود نیز در بخش‌هایی با پدر همخوانی کرد.

 

در ابتدای کنسرت، شوالیهٔ آواز ایران ضمن خوش‌آمدگویی به مخاطبان کنسرت از تاخیر پیش‌آمده در اجرای برنامه عذرخواهی کرد. قطعهٔ اول این کنسرت که فصل اول آلبوم «ناگفته» با نام «آفرینش» بود با تک‌نوازی ویولن‌سل «آتنا آشتیانی» همراه شد و بعد از آن، «شهرام ناظری» آواز خود را شروع کرد و طنین آوازش تالار وزارت کشور را پر از شور کرد. قطعهٔ دوم را هم «آتنا اشتیاقی» آغاز کرد. او این بار ویولون‌سل را به شکل بداهه نواخت و بعد از آن ناظری «آتشی در نیستان» را خواند. این آلبوم در سال ۶۷ بر پایهٔ هم‌نوازی سه‌تار با سرپرستی و آهنگسازی جلال ذوالفنون اجرا شده‌است. ریتم صحیح، متنی قوی و لحن سوزان ناظری در این آلبوم، باعث شده تا این آلبوم به عنوان یکی از ماندگار‌ترین آثار شوالیهٔ آواز ایران باشد، حالا اما «حافظ» لحنی جدید به این قطعه داده و آن را با سازهایی چون ویولون‌سل و ویولون تنظیم کرده است. لهه حیدری، مهرناز شاه محمدی و شیوا سروش در این اثر به عنوان همخوان حضور داشتند.

قطعهٔ «نهان مکن» نیز با ویولن‌سل آغاز شد و «پدرام فریوسفی» و «میثم مروستی» به عنوان نوازندهٔ ویولون و ویولا او را همراهی کردند و ناظری «مثنوی‌خوانی» کرد، ‌در حالی که دو ساز ابداعی «بم‌پاژ» و «کارنگ» در این اثر نواخته شدند.

بخشی از برنامه اجرای‌‌ همان قطعات خاطره‌انگیز شوالیه بود. قطعاتی که بخشی از خاطرهٔ موسیقایی چندین نسل است. «شهرام ناظری» قطعاتی مانند «نهان مکن»، «مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم»، «باز آمدم، باز آمدم» و همچنین چند فصل از آلبوم ناگفته مانند «آفرینش» و «بازگشت جاودانگی» را اجرا کرد و «حافظ» با او همخوانی کرد و ساز ابداعی‌اش را نیز نواخت.

در این اجرا شوالیهٔ آواز ایران سخن گفت و از تمرکز تماشاگران تشکر کرد که باعث می‌شود مشکلاتی که ممکن است در سالن غیر استانداردِ وزارت کشور وجود داشته باشد، از بین برود. «حافظ» هم از این گفت که بعد از ۱۵ سال، خوشحال است که می‌تواند برای هموطنانش به اجرای برنامه بپردازد و از حضور و حمایت آن‌ها تشکر کرد. او همچنین به مشکل حضور نوازندگان خارجی در ایران اشاره کرد: ‌ «قرار بود بزرگان موسیقی دنیا در این کنسرت همراه ما باشند، اما به‌دلیل یکسری مسائل حضور آن‌ها ممکن نشد؛ اما از آنجا که هر اتفاقی جنبه مثبت و منفی دارد، ‌ جنبه مثبت این اتفاق نیز ایجاد فرصت آشنایی با این هنرمندانی است که امشب با ما برنامه گذاشتند. این نوازندگان ایرانی چیزی کمتر از بزرگان موسیقی دنیا ندارند. امیدوارم وزارت ارشاد توجه بیشتری به موسیقی داشته باشد. این هنرمندان قابلیت آن را دارند که نام ایران را در جهان بزرگ کنند، در شرایطی که نیاز داریم، فرهنگ ایران را به دنیا معرفی کنیم.»

مشاور ویژه رئیس جمهور (حسین فریدون)، وزیر راه و ترابری (عباس آخوندی)، دکتر الهی قمشه‌ای، برانکو ایوانکوویچ، گلاب آدینه، شیرین بینا، فرهاد اصلانی، مژده لواسانی، گلاره عباسی، شبنم مقدمی از مهمانان این کنسرت بودند.

در کنسرت «ناگفته» پدرام فریوسفی (ویلن)، میثم مروستی (ویولا)، آتنا اشتیاقی (ویلنسل)، شهریار نظری (دف/ بم باژ)، فرهاد صفری (زروان/ کارنگ) و بابک غسالی (عود) هنرنمایی کردند. همچنین یک گروه سه نفره از خوانندگان زن به‌عنوان گروه کُر، خوانندگان اصلی را همراهی کردند. این کنسرت به همت موسسه آوای هنر به مدیریت «محمد جلیل‌پور» برگزار شد.

ادامه خبر

برجام یعنی چه

برجام یعنی چه

 

برجام یعنی چه؟!

 چرا اسم سند وین برجام گذاشته شد ؟

 برجام چیست؟

برجام مخفف «برنامه جامع اقدام مشترک» واژه‌ای‌است که دکتر ظریف به فرهنگ لغت واژه‌های فارسی اضافه کرد. امیدواریم که این واژه میمون و مبارک باشد. در آذرماه۱۳۹۲ و در پایان مذاکرات ایران و کشورهای موسوم به ۵+۱ مقرر شد که برای رسیدن به راه‌حل‌هایی برای حل و فصل جامع پرونده هسته‌ای، ملاقات‌هایی صورت گیرد تا نهایتا ۲موضوع محقق شود: اول ثابت شود که برنامه هسته‌ای ایران ماهیتی صرفا صلح آمیز داشته و دوم همه تحریم‌های علیه این کشور لغو شود.

 

آنچه در شامگاه ۱۳فروردین۱۳۹۴ در پلی‌تکنیک لوزان قرائت شد، هرآنچه نامش را بگذاریم، تحولی اساسی در روند پایان دادن به مسئله هسته‌ای ایران بود و اینک در وین سند آن تهیه شنده است. این واژه هر چند تازه است ولی به خوبی در میان مردم و سیاسیون جا باز کرده.

ادامه خبر

داستان شهوترانان

داستان شهوترانان

داستان شهوترانان

story 2

....

 

یکی بود  یکی نبود آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست . کنیزکی از شدت غلبه شهوت و ناراحتیِ فراوان ناشی از شهوت، خری را به روی خود می کشید. کنیزک آن خر را به عمل مجامعت با خود عادت داده بود و خر نیز مجامعت با انسان را آموخته بود . کنیزکِ حیله گر برای رعایت اندازه ، کدویی را در آلت تناسلی خر می کرد تا هنگام وارد شدن آلت خر، نصف آن فرو رود، زیرا اگر همه آلت خر وارد می شد زهدان و روده های او را زیر و رو می کرد. خر به سبب کثرت مجامعت پیوسته لاغر می شد و بانوی خانه عاجز و حیران مانده بود که چرا این خر مانندِ مو لاغر و باریک شده است؟ بانوی خانه آن خر را به نعل گران نشان داد و از آنان سئوال کرد که بیماری خرم چیست که بر اثر آن پیوسته لاغر می شود؟ اما در آن خر علائم هیچ نوع بیماری ظاهر نشد و هیچکس نتوانست راز این قضیه را کشف کند و از آن خبر دهد. بانوی خانه جستجو را در این باره با جدیت ادامه داد و هر لحظه برای کشف این راز آماده بود. (روح آدمی باید غلام و بنده سعی و جدیت باشد، زیرا کسی که با جدیت به دنبال چیزی رود آنرا خواهد یافت.) خلاصه، یکبار که بانوی خانه مشغول جستجو در احوال خرش بود ناگهان دید که آن کنیزک زیرِ خر خوابیده است.

 

بانو از شکافِ درِ طویله آن صحنه را دید و از آن صحنه سخت در تعجب شد. دید که خر با آن کنیزک همانطور جماع می کند که مردان از روی عقل و عرف با زنان خود می کنند . بانوی خانه وقتی آن وضع را دید دچار حسادت شد و با خود گفت: حال که این کار شدنی است، پس من بدین کار شایسته ترم زیرا که خر مالِ من است. حالا که این خر همه چیز را آموخته است و همه وسائل شهوت رانی آماده است چرا من که صاحب خر هستم از این لذت بهره نبرم. بانوی خانه با آنکه آن صحنه را دیده بود اما خودش را به ندیدن زد و درِ طویله را به صدا در آورد و بی آنکه چیزی بروز دهد گفت: آهای کنیزک چقدر می خواهی این طویله را جارو کنی؟ و برای سرپوش نهادن بر غرض خود گفت: آهای کنیزک من دارم می آیم، در را باز کن و برای رد گم کردنِ کنیزک عمدا سرزده وارد نشد .

 

کنیزک که از شنیدن صدای بانویش به شدت هول شده بود به سرعت همه ابزار و وسایل فساد را پنهان کرد، یعنی کدو و دیگر چیزهای لازم این کار را قایم کرد و جلو رفت و در را باز کرد . کنیزک برای سرپوش نهادن بر عمل قبیح خود و رد گم کردن بانو، چهره اش را گرفته نشان داد و چشمانش را نیز اشک آلود کرد و لب هایش را به هم مالید که یعنی من روزه ام و با جارویی که در دستش بود چنین وانمود می کرد که من طویله را جارو می کردم تا جای خوابیدن این حیوان را آماده کنم . کنیزک همینکه جارو به دست در را باز کرد، بانو زیر لب گفت: ای استادِ حیله گر! چهره ات را گرفته نشان می دهی که من نفهمم. اما چه شده است که آن خر از خوردن علوفه دست کشیده است؟! جماع نا تمام مانده است و خر خشمگین است و آلتش می جنبد و به انتظار تو، دو چشمش بر درِ طویله دوخته شده است. البته آن بانو این حرفها را در دلش می گفت و در آن لحظه کنیزک را مانند افراد بی گناه محترم و گرامی می داشت.

 

سپس آن بانو به کنیزک گقت چادرت را سر کن و به درِ فلان خانه برو و پیغامی از من به آنجا برسان و با این حیله کنیزک را از خانه دور کرد . با دور شدن کنیزک، در حالی که بانو از مستی شهوت شادمان بود، در را بست و در آن لحظه با خود گفت: اینک خلوتی یافتم، پس باید با صدای بلند شکر کنم زیرا از جماع کثیر و قلیل( با مردان ) رها شده ام . از شدت شادی، شهوت آن زن هزار برابر شد و در آتش شهوت آن خر بی تابی می کرد.( چه شادی؟؟؟ در حالیکه آن شهوت او را بازیچه خویش کرده بود. امیال شهوانی، دلِ آدمی را کر و کور می کند به طوریکه خر مانندِ حضرت یوسف(ع) جلوه می کند و آتش به صورت نور . شهوات نفسانی بسیاری از خوش نامان را بدنام کرده ، و بسیاری از افراد زیرک را گول زده و ابله ساخته است.) آن زن درِ طویله را بست و شادمانه خر را به روی خود کشید و ناگزیر طعم کیفر این عمل را نیز مزه کرد. آن زن خر را وسط طویله آورد و طاقباز زیر آن نره خر دراز کشید . روی همان کرسی خوابید که از کنیزک دیده بود، تا آن بدکاره نیز به کام برسد . پایش را بالا آورد و آلت خر در او وارد شد و از فشار آلت خر آتشی در شکم او شعله ور شد. خر که عمل جماع با انسان را آموخته بود تا به انتها آلت خود را وارد شرمگاه زن کرد و آن بانو با این فشار ، در دم هلاک شد . فشارِ سنگین آلتِ خر، جگر آن زن را پاره کرد و روده هایش از هم گسیخت. آن زن حتی فرصت نفس کشیدن هم نیافت و در همان لحظه جان داد. کرسی به یک طرف افتاد و زن به طرف دیگر .

 

کف طویله پر از خون شد و بانو واژگون افتاد و جان سپرد و این حادثه ناگوار جانش را گرفت.(بهتر است کمتر کسی برای این بانو و نوع مرگش غصه بخورد و یا اینکه خود را بهتر از او بداند. زیرا که این نفس حیوانی در مثل مانندِ آن نره خر است و قهرا زیر چنین حیوانی خوابیدن از عمل قبیح آن زن بدتر است. اگر بر اثر پیروی از نفس اماره در حالت خودبینی بمیری، بدان که حقیقتا تو مانند همان زنی . اینست معنی کشفِ اسرار در روزِ قیامت. تو را به خدا از این تن که مانندِ خر است فرار کن و به راحتی خود را در زیر آلت او قرار نده.) دان که این نفسِ بهیمی نر خرست زیرِ او بودن از آن ننگین تر است در رهِ نفس ار بمیری در مَنی تو حقیقت دان که مثلِ آن زنی پس از آنکه کنیزک پیغام را رساند به خانه بازگشت و از شکافِ در طویله دید که بانو زیرِ خر مرده است. کنیزک گفت: ای بانوی احمق این دیگر چه وضعی است؟؟؟ اگر استاد به تو فنی نشان می داد فقط ظاهر آن فن را دیدی اما راز آن بر تو پوشیده ماند. ای بانو هنوز استاد نشده ای رفتی دکان باز کردی؟! تو که آلتِ خر مانند شیرینی و عسل لذت بخش دیدی، پس ای آزمند چی شد که آن کدو را ندیدی؟ یا چنان در عشق خر فرو رفتی که کدو از چشمات پنهان ماند؟(بسیار کسانی هستند که همیشه رو به تقلید کورکورانه می آورند و بدون آنکه در کاری همه فنون را یاد بگیرند خود را استاد پنداشتند و چنان مغرور می شوند که مانند آن بانو از روی تقلید و بی تمهید لازم در فکر تمتع و بهره برداری از دانسته های اندک خویش بر می آیند و در مثل مانند آن بانو هلاک گشته و به زمین می خور پس ببین هوس ادمو به کجا میکشونه؟

ادامه خبر

تکست های خاص

تکست های خاص

تکست های خاص

 

اگر همیشه سعی کنی معمولی باشی، هیچ وقت نخواهی فهمید که چقدر می توانی شگفت انگیز باشی … مایا آنجلو

**

زندگی است دیگر … گاهی می شود، گاهی نمی شود، البته بیشتر وقت ها نمی شود !

**

یک زن پرتکاپو چالاک و هدفمند ، بسیار جذاب تر از زنی ست که در انتظار مردی به سر می برد تا بیاید و به زندگیش مَعنا ببخشد . . .

**

دلم شور میزند؛ نکند شیرینِ این و آن شده باشی! ثنا کاشانی

**

حکایت ما آدم ها … حکایت کفشاییه که … اگه جفت نباشند … هر کدومشون … هر چقدر شیک باشند … هر چقدر هم نو باشند تا همیشه … لنگه به لنگه اند … کاش … خدا وقتی آدم ها رو می آفرید … جفت هر کس رو باهاش می آفرید … تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها … به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند …

ادامه خبر

لذت کمتر داشتن

لذت کمتر داشتن

لذت کمتر داشتن

 

شنیدی میگن هر که بامش بیش برفش بیشتر ؟ یعنی همین دیگه کسانی که زیاد پول دارن بیشتر تو فکر نگه داشتنش هستند فکر فکر ... همش تو فکرن

نمیگم پول زیادی بده ولی اگه مثل من تو هنوز نداری خدا روشکر کن شاید من و تو هم بزودی پولدار شدیم !

سعی کنید این چیزایی که الان دارید رو خداروشکر کنید و از کمترین ها بیشترین استفاده رو کنی

ادامه خبر
برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید